نویسنده: ضرغام
گرسنگی در افغانستان دیگر خبر نیست. یک زمانی بود که یک خانواده‌ی گرسنه، یک بچه‌ی سوتغذیه، یک تصویر می‌شد و کسی جایی آن را می‌دید. حالا نه. حالا میلیون‌ها نفر یک وعده غذا را حذف می‌کنند، نان را خشک می‌خورند، چای را بدون شکر می‌نوشند، و هیچ دوربینی آنجا نیست. فقر وقتی همه‌گیر می‌شود، دیگر داستان نیست، آمار می‌شود. و آمار را کسی گریه نمی‌کند.
زمستان دارد می‌آید و هزاران خانواده هیزم برای سوختن ندارند، دوا برای بچه‌های تب‌دار ندارند، پول برای یک پتوی گرم ندارند. این فقر از آسمان نازل نشده. این فقر ساخته‌ی تصمیم‌هایی است که به‌جای نان، به‌جای دوا، به‌جای مکتب، چیزهای دیگری را در اولویت گذاشتند. کسی هرروز حکم صادر می‌کند، و هیچ‌کدام از آن احکام نان کسی را زیاد نکرده.
رسانه‌های جهان یک زمانی افغانستان را بحران انسانی می‌نامیدند. حالا حتی این کلمه هم کم‌کم از صفحه‌ها محو می‌شود. جنگ‌های دیگر آمدند، بحران‌های دیگر جای ما را گرفتند، و ما ماندیم با دردی که هیچ‌کس دیگر دوست ندارد آن را ببیند. سکوت رسانه‌های بیرون یک نوع فراموشی سازمان‌یافته است؛ گویا وقتی جنگ اول خبر نیست، مردمش هم دیگر مهم نیستند.
و رسانه‌های داخلی؟ آن‌هایی که هنوز نفس می‌کشند، زیر فشار زندگی می‌کنند. خبرنگاری که می‌داند کدام جمله را نباید بنویسد، کدام تصویر را نباید نشان بدهد. سانسور اینجا با قیچی نمی‌آید، با ترس می‌آید. با احضاریه، با بازداشت چند ساعته که پیام‌اش روشن است: بار دیگر جرات نکن. خیلی از رسانه‌ها بسته شدند، خیلی از خبرنگارها رفتند، و آن‌هایی که ماندند یاد گرفتند چطور خبر را بدون این‌که خبر واقعی باشد بنویسند.
طالبان حکم می‌راند بدون این‌که به کسی حساب پس بدهد. امروز یک قانون، فردا نقض همان قانون توسط خودشان. دخترها از مکتب محروم، زن‌ها از کار محروم، مردم از رای محروم، و هیچ نهادی نیست که این تصمیم‌ها را زیر سوال ببرد. این نه حکومت است، این فرمانروایی بی‌مسئولیت است؛ کسی تصمیم می‌گیرد و هیچ‌کس نمی‌تواند بپرسد چرا.
هر روز یک ممنوعیت تازه، هر روز یک در بسته‌ی تازه، و مردم فقط باید خودشان را با آن وفق بدهند. این ظلم پایان مشخصی ندارد چون کسی که آن را اجرا می‌کند به هیچ‌کس پاسخگو نیست، نه به مردم، نه به قانون، نه حتی به وعده‌های خودش.
فقر مردم را ساکت می‌کند، سکوت رسانه‌ها فقر را نامرئی می‌کند، و ظلم بی‌حساب طالبان هر دو را تشدید می‌کند. این سه با هم یک چرخه ساخته‌اند که هرروز محکم‌تر می‌شود، و هرروز کسی که باید صدایش را بشنویم، خاموش‌تر…


Source: anarchist front

Laisser un commentaire