اعتراضات مردمی در ایران که از اواخر دسامبر ۲۰۲۵ (اواخر آذر ۱۴۰۴) دوباره با شدت بیسابقهای شعلهور شد و در ژانویه ۲۰۲۶ به شهرهای بزرگ و کوچک گسترش یافت، نه فقط یک واکنش به بحران اقتصادی عمیق (تورم افسارگسیخته، سقوط ارزش ریال، کمبودهای اساسی و فساد سیستماتیک) بلکه ادامهای مستقیم از حرکتهای قبلی مثل جنبش زن زندگی آزادی در ۲۰۲۲ بود. این بار، زنان و جوانان دوباره در خط مقدم ایستادند، خیابانها را پر کردند و فریادهایی زدند که مستقیما علیه اصل وجود یک قدرت مرکزی که زندگیشان را کنترل میکند، بود. گزارشها از سرکوب وحشیانه خبر میدهند: شلیک مستقیم به معترضان، قطع گسترده اینترنت، دستگیریهای انبوه، و کشته شدن هزاران نفر در هفتههای اول. اما این خشونت نه تنها اعتراضات را متوقف نکرد، بلکه آن را عمیقتر و پراکندهتر کرد؛ مردم نشان دادند که دیگر به وعدههای اصلاح از بالا باور ندارند و فقط میخواهند خودشان باشند، بدون اینکه کسی بالای سرشان ایستاده باشد و بدن، فکر و آیندهشان را دیکته کند.
این اتفاقات برای مردم افغانستان، که سالها زیر کنترل مطلق طالبان زندگی میکنند، یک منبع الهام مستقیم و قدرتمند است. میلیونها افغانستانی در دهههای اخیر در ایران مهاجر بودهاند، کار کردهاند یا زندگی کردهاند، و حالا با بازگشت اجباری صدها هزار نفر در سال ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶، داستانهای این مقاومت مستقیما به داخل افغانستان سرریز میشود. بازگشتکنندگان (اغلب جوانان و زنان) با خود تصاویر، ویدیوها و روایتهای دست اول میآورند: چگونه مردم عادی، بدون سلاح پیشرفته یا سازمان مرکزی، در برابر نیروهای سرکوب ایستادند، چگونه زنان پیشاپیش بودند و حجاب اجباری را به چالش کشیدند، و چگونه خشم انباشته از سالها تحقیر، به یک حرکت جمعی تبدیل شد. این داستانها نه از رسانههای رسمی، بلکه از طریق شبکههای خانوادگی، محلهای و کانالهای مخفی تلگرام یا سیگنال پخش میشود. حتی در شرایطی که طالبان اینترنت را محدود کرده و VPNها را پیگیری میکند، این اطلاعات راه خودش را پیدا میکند؛ چون مردم برای بقا و امید، همیشه راهی برای ارتباط پیدا میکنند.
در سطح کلی، این اعتراضات به مردم افغانستان انگیزه میدهد تا دوباره به امکان مقاومت فکر کنند. سالها سرکوب طالبان (ممنوعیت آموزش دختران، محدودیت کار زنان، کنترل شدید اجتماعی و اقتصادی) خشم را انباشته کرده، اما بحران انسانی عمیق (گرسنگی میلیونها نفر، زمستان سخت، بازگشت اجباری بدون منابع) انرژی را بیشتر برای بقا مصرف میکند تا مبارزه آشکار. با این حال، اعتراضات ایران نشان میدهد که یک حرکت از پایین، بدون وابستگی به قدرتهای خارجی یا رهبری مرکزی، میتواند رژیمهای اقتدارگرا را لرزان کند. این دقیقا تهدیدی است که طالبان از آن میترسد؛ چون پایه قدرتشان نه روی حمایت واقعی مردم، بلکه روی ترس و کنترل مطلق استوار است. گزارشها نشان میدهد که طالبان پوشش این اعتراضات را در رسانههای تحت کنترلشان به حداقل رسانده، و حتی دستورالعملهایی برای جلوگیری از پخش تصاویر زنان معترض ایرانی صادر کردهاند. این واکنش پیشگیرانه است؛ چون میدانند که دیدن همسایگانشان در حال مبارزه، میتواند سوالهایی ایجاد کند: چرا ما نمیتوانیم؟ چرا باید این کنترل را تحمل کنیم؟
تاثیر بر انگیزهدهی علیه ظلم طالبان واقعی است، اما پیچیده و محدود. در کوتاهمدت، بعید است به اعتراضات گسترده عمومی منجر شود؛ طالبان سرکوبشان خیلی سیستماتیک و پیشگیرانه است،هر تجمعی سریع با خشونت خفه میشود، و هزینه مقاومت آشکار (زندان، ناپدید شدن، اعدام) خیلی بالاست. بحران انسانی هم مانع بزرگی است؛ وقتی خانوادهها برای غذا مبارزه میکنند، انرژی برای خیابان کمتر میماند. اما در بلندمدت، این الهام بذر میکارد: مقاومتهای روزمره را تقویت میکند، مثل عدم رعایت کامل قوانین پوشش، مدارس مخفی برای دختران، یا گفتگوهای خصوصی که به شبکههای حمایت تبدیل میشود. بازگشتکنندگان از ایران اغلب با دیدگاه جدیدی برمیگردند (دیدن اینکه مردم عادی میتوانند قدرت را به چالش بکشند) و این دیدگاه آرام اما پایدار پخش میشود. نتیجهبخش بودنش بستگی به ادامه این شبکههای مستقل دارد؛ نه امید به دخالت خارجی (که همیشه با هزینه بیشتر همراه است) و نه انتظار فروپاشی ناگهانی طالبان.
تاثیر بر جنبشهای زنان در افغانستان حتی عمیقتر و مستقیمتر است. زنان افغانستانی از همان روزهای اول جنبش زن زندگی آزادی در ۲۰۲۲ الهام گرفتند؛ شعار (زن – زندگی – آزادی) در اعتراضات کوچک کابل و هرات تکرار شد، و حالا با دور جدید اعتراضات در ایران، این ارتباط دوباره زنده شده است.
Source: Anarchistfront Iran