زبان و دانسته های پیشین دچار تعلل می شوند.
و انسان از خودش می پرسد که چه طور میشود چنین اتفاقی رخ دهد؟
برای من و نزدیکانم چه اتفاقی افتاده است؟
چه کاری باید انجام دهیم؟
برای دیگران چه اتفاقی افتاده است؟
و چرا در این تاریکی گیر افتاده ایم و هیچ نمی بینیم؟ و چه طور می شود که این بی خبری و سرکوب و کشتار را شکست؟
این ها سوالاتی حقیقی هستند.
کارکرد هرکدام، حفظ حیات و بقا خویشتن و جامعه است. بنابراین قرار نیست که این سوال ها را با تشخیص های روانشناسانه تا ابد به کناری بگذاریم. یا به یک اختلال و وضعیت روانشناختی خاص تقلیل اش دهیم.
توصیه ها و توضیحات زیر صرفا از این جهت اند که تنها در این لحظه بدانیم که با چه پدیده ای مواجه هستیم و چگونه تاب آوریم تا در جست و جوی پاسخ این پرسش ها و سازندگی به پیش برویم.
۱.سوگ و تجربه کشتار برای همگان به یک شکل تجربه نمی شود:
ما صاحبان سوگی جمعی هستیم. اما هر انسانی متناسب با روایت خودش از مساله با آن مواجه میشود و البته که هرشخصی با تجربیات خودش در این تجربه جمعی سهیم است.
برای شخصی تنها مساله کشته شدن هموطنان است و دیگری خودش را شاهد کشتار انسان ها می داند. شخصی دیگر ممکن است در واقعیت اعضا خانواده و دوستان اش را از دست داده باشد. بنابراین فهمیدن این مساله که این فاجعه برای انسان های مختلف به اشکال گوناگون تجربه می شود؛ اهمیت دارد. هر شکلی از احساسات و هیجانات معتبر هستند. و ما باید در ارتباط با قصه های مختلف و عواطف گوناگون گشاده بمانیم. یک داستان و یک نسخه و راه حل کلی برای تسکین همگان وجود ندارد.
۲.بیایید که نام بگذاریم:
آنچه با آن مواجه هستیم، تنها وحشت و غم و سوگ نیست.
ما با پوشاندن این تجربه و به سکوت مجبور شدن مواجه هستیم.
در این وضعیت انسان ها به واسطه ندانستن و کمبود اطلاعات در مورد جهان اطراف حتی بیش از حالت عادی دچار تشویش می شوند. و به نوعی کنجکاوی اساسی و غم آلود دچار خواهند شد که منتج بر تلاش برای دریافتن هرچه بیشتر اخبار و ابعاد جنایت است.
این یک ظرفیت و واکنش طبیعی است ما در حال مشاهده و شهادت دادن و در پی کسب اطلاع ایم. بر روی این میل میشود نامی گذاشت:(دریافتن و شناختن ابعاد تجربه کشتار)
لزومی ندارد که بلافاصله بر عبور کردن از این مرحله تأکید داشته باشیم.
نام گذاشتن و شناختن آنچه در بیرون و در ذهن ما میگذارد به ما این امکان را می دهد تا کنترل بیش تری بر اموری که در جریان است داشته باشیم.
۳.تجربه ما مهم است و نباید دفن شود:
آنچه شاهد اش بودیم و آن ها که از دست داده ایم محترم اند بنابراین باید شناخته شوند و یادشان حفظ گردد. داستان هایمان را به اشتراک بگذاریم و یادبود هایی مهیا کنیم. هنر می تواند کمک کند.
۴.این بار را تنها بر دوش نکشیم:
با یکدیگر صحبت کنیم و بدانیم ابعاد آنچه رخ داده است جمعی است. بنابراین تنها از مسیر تعاملی جمعی قابل تحمل خواهد بود.
ما با شما همراه ایم، میگوییم و می شنویم و همدل هستیم.
جبهه آنارشیستی – خودیاری و امنیت
Source: Anarchistfront Iran